4/1/10

چگونه سوسـن خانوم به بخشی از زندگی آدم تبدیل می شود؟

سوسـن خانوم از اون آهنگا بود که تو این دو سه ماه در و دیوونگی من یه وقتای عجیب و غریبی شنیده و در نتیجه موندگار شد. اولین بار یکی از اون شبایی بود که بچه ها به زور منو بردن بیرون و شام خوردیم. هیچ یادم نمی یاد از کجا اومد، ولی توی یکی از این سلکشن ها بود و منم گیج و خسته و عصبانی از این بیرون رفتن زورکی، یهو حسگرهای عصبیم فعال شدن که این یارو داره چی می خونه! دفعه بعد مهمونی آخری بود که رفیتم خونه ی نازی اینا و این دفعه بخش تصویری هم داشت و کلی بهشون خندیدیم. بعدم که خبر رسید توی بازار مـ.حـ.ک انگار پخش کرده بودن و اوضاع خنده داری بوده.
حالا نمی دونم چرا (چون اصولا من آخر همه ی اتفاقا و بحث های دسته جمعه اینترنتی می رسم) یه مدته هی ویدیوها و ریمیک های جدید ازش می ذارن. این دو تایی که من دیدم یکی کار بچه های شـریف و یکی هم فعالیت دانشجوهای ایرونی دانشگاه آلبرتـا، هر کدوم به شیوه ی خودش بامزه بوده. اونی که بچه های شریـف ساختن از نظر وفاداری به تصویر (؟!!) و شباهتش به کلیپ اصلی جالبه و لب خونی شون هم بهتره. ولی کلیپ آلبرتـا یه مزه هایی اضافه بر اصل کار داره، یکی uncut بودنش برام جالب بود، و یکی اداهایی که دخترا در میارن و عشوه و غمزه ها! از همه جالب تر این که سوسـن خانوم انقدر همه گیره و طرفدار داره. انصافا فکر نمی کردم بیرون از جو در قحطی ما، یه جایی این همه ایرونی سوسـن خانوم حفظ باشن و کلیپ بسازن.
دارم می گردم ببینم بازم پیدا می شه یا نه.