امسال هنوز واسه تعیین بازی به یاد موندنی زوده، ولی بازی دیشب آلمان انگلیس، بامزه از آب در اومد. بازی کلاً و از لحاظ تاریخی (!!!) جنجالبرانگیز بود و جنجالیتر هم شد ( با تکرار ماجرای گلی که سر گل بودن و نبودنش بحثه، فـردوسـیپور به اندازهی کافی وسطش سخنرانی کرد، انقد که منم شیرفهم بشم!)، ولی اوضاع فوتبال دیدن من خودش کلی خندهدار بود.
از تنها فوتبال نگاه کردن بدم میاد و به نظرم همهی مزهی فوتبال به کری خوندنه. منتها طبق معمول علی مونده بود و حوضش. لپتاپ به دست نشسته بودم پای تلویزیون و مامانم، بنده خدا، واسه این که من تنها نباشم نشسته بود پیشم. توی یه ربع اول یه دوست قدیمی، با دو سه هزار کیلومتر فاصله پیدا کردم که اونم تنها داشت فوتبال میدید و پای اینترنت بود. اون واسه انگلیس هورا میکشید و من مصلحتاً واسه آلمان! من با سه دیقه تأخیر بازی رو میدیدم و وقتی مینوشت «آخخخ آخخخخخ نــــــه» میفهمیدم یا آلمان گل زده یا انگلیس نتونسته گل بزنه! بنا به سابقهی کل کل کردن خودمون، و از اون بیشتر جوگیر اوضاع فوتبال، تقریباً تمام نود دیقه رو واسه هم کرکری خوندیم و بهترین قسمتش هم البته بین گل دوم انگلیس و گل سوم آلمان بود.
تکملهی جریان هم بابا بود که دور از تلویزیون و رادیو و نزدیک اینترنت نشسته بود و از منِ بیسوادِ فوتبالنفهم، اینترنتاً (!) میپرسید که گله چرا گل نبوده!
(عکس دزدی است!)
پ ن: در خدمت ملامحمدرضا می باشیم است!
