دیشب خسته و وارفته به معنای واقعی رسیدم به صندلی اتوبوس*. طبق معمول هم ننشسته چشمامو بستم. و منتظر شدم که راه بیافته بلکه یه خوابی بکنم. یه کم بعد چشامو باز کردم و دیدم روی صندلی اون طرف راهرو یه آقایی نشسته. بعد شدن دو تا. بعد صدای یه خانومی اومد که آقا صندلی خالی که هست بیا بشین و مرده گفت نه رانندهه گیر می ده**. بعد یکی دیگه اومد نشست و اتوبوس راه افتاد. تا دو تا ایستگاه بالاتر بالاخره بقیه ی صندلی های زنونه پر شد و آقایون در اقلیت افتادن. فکر کردم که بالاخره ما زن ها اتوبوس ها رو فتح کردیم. بیشتر از یه ساله که هم خانوما می رن جلو توی قسمت مردونه می شینن و هم آقایون رو، اول مسن تر ها، و حالا تا وقتی صندلی هست و مردا سر پا وایسادن، خانوما همه رو، دعوت می کنن که بیان بشینین و فرقی نداره. این کار باعث شده هم دو طرف از حرفای عادی ای که در یه دست بودن ساکنین می زنن کوتاه بیان و هم احترام هم رو نگه دارن.
مترو هم یه جورایی همینه. من یکی که تا مجبور نشم واگن زنونه سوار نمی شم. غیر از بازار مکاره اش، جماعت هم آدم رو اذیت می کنن. این ور توی واگن های مختلط آقایون جا برای آدم خالی می کنند. کنار دیوار، یا صندلی خالی رو به آدم تعارف می کنند. مراقبت می کنن که این بچه و دستفروش ها خانوما رو اذیت نکنن، ولی اون ور انگار چون همه خانومن، حفظ حریم و احترام به بقیه زیاد معنی نداره. هم کلامی و هم فیزیکی حریم آدما رو می شکنن.
توی تاکسی هم وقتی که راننده ها رو مجبور کردن که صندلی جلو فقط یه نفر بشینه، تا یه مدتی آقایون خودشون رو مقدم می دونستن برای جلو نشستن، ولی حالا یه کمی اوضاع بهتره. اول مسن تر ها، بعد اونایی که بار یا بسته ی بزرگی دارن، و بعد خانوما در اولویتن، و انصافاً که این ماجرا توی مثلاً تاکسی های پراید خیلی به حال آدم فرق داره.
نه که بخوام بگم فقط باید به زن ها احترام گذاشت یا زن ها در اولویتند، می خوام بگم داریم احترام گذاشتن به هم رو تمرین می کنیم.
*: اتوبوس های داخل شهری
**: راست می گفت، توی اتوبوس های بلیتی شرکت واحد گاهی اذیت می کنن، اما پولی ها و خصوصی ها معمولاً چیزی نمی گن.