8/9/10

نوشتم خوب نیستم، برام نوشته خب چرا نمی ری بمیری؟ شوکه ام از صبح.


 

واقعاً جمله ی درخشانیه برای شروع یه روز خوب. یعنی همه اش دارم فکر می کنم چی فکر می کرده با خودش؟ مخصوصاً که طرف حرف هم نبوده و من خوب نیستممم رو خطاب بهش که ننوشته بودم. اینجوریهاست که آدم می فهمه ملت چه جوری نسبت بهش فکر می کنن.


 


 


 


 

* تو این هوا دلم همه اش پیش شمشادهای دور دانشکده است، و درخت توتی که توی حیاط پشتی بود.